شیمی سبز - علم مواد
نگاهی دقیق تر به تبدیل کاتالیزوری که یک مولکول ساده مشتق شده از قند را به یکی از مهم ترین بلوک های ساختمانی در مواد مبتنی بر زیست تبدیل می کند - و اینکه چرا جزئیات این واکنش بسیار فراتر از میز آزمایشگاه اهمیت دارد.
هیدروکسی متیل فورفورال (HMF) تبدیل می شود 2،5-فوراندی کربوکسیلیک اسید (FDCA) از طریق یک واکنش اکسیداسیون کاتالیزوری که هم گروه آلدهید و هم گروه هیدروکسی متیل حلقه فوران را به گروه های کربوکسیلیک اسید تبدیل می کند. این فرآیند معمولاً به یک کاتالیزور مبتنی بر فلز، یک عامل اکسید کننده مانند اکسیژن مولکولی یا هوا، و شرایط دما و فشار به دقت کنترل شده نیاز دارد. واکنش به ندرت در یک جهش اتفاق می افتد. در عوض، قبل از رسیدن به مولکول کاملاً اکسید شده FDCA، از طریق ترکیبات میانی - معمولاً اسید 5-فوران کربوکسیلیک (FFCA) یا 2،5-دی فرمیل فوران (DFF) - پیش می رود.
این مسیر تبدیل یکی از دقیق ترین تحولات مورد مطالعه در شیمی سبز است، زیرا یک مولکول پلت فرم مشتق شده از زیست توده را به یک مونومر تبدیل می کند که قادر به جایگزینی اسید ترفتالیک مبتنی بر نفت در تولید پلی استر است. درک آن اهمیت دارد زیرا 5 هیدروکسی متیل فورفورال، که اغلب به 5 HMF کوتاه می شود، در مرکز تولید مواد شیمیایی مبتنی بر زیستی قرار دارد. اکسیداسیون آن به FDCA یک واکنش نیست، بلکه دنباله ای از رویدادهای اکسیداسیون است که هر کدام شرایط کاتالیزوری خاص خود را برای کارایی و گزینش پذیری می طلبد.
اطلاعات
هیدروکسی متیل فورفورال از طریق کم آبی کاتالیز شده با اسید فروکتوز یا گلوکز تولید می شود و آن را به یکی از در دسترس ترین مواد شیمیایی پلت فرمی تبدیل می کند که مستقیماً از زیست توده تجدید پذیر مشتق می شود.
ساختار مولکولی هیدروکسی متیل فورفورال شامل دو محل واکنش است: یک گروه آلدهید و یک گروه الکل اولیه یا گروه هیدروکسی متیل که هر دو به یک حلقه فوران متصل هستند. تبدیل HMF به FDCA نیازمند اکسید کردن هر دو گروه به اسیدهای کربوکسیلیک است - تبدیلی که به تدریج و از طریق مراحل میانی قابل شناسایی آشکار می شود.
هیدروکسی متیل فورفورال (HMF)
در یک مسیر رایج، ابتدا گروه هیدروکسی متیل اکسید می شود و 2،5-دی فرمیل فوران (DFF) را تشکیل می دهد. این واسطه گروه آلدئید اصلی را حفظ می کند در حالی که الکل را به آلدئید دوم تبدیل می کند و به طور موثر پتانسیل اکسیداتیو حلقه را دو برابر می کند.
هر دو گروه آلدهید متعاقباً به اسیدهای کربوکسیلیک اکسید می شوند. روش دیگر، در دومین مسیر رایج، گروه آلدئیدی اصلی HMF ابتدا اکسید می شود و اسید 5-هیدروکسی متیل-2-فوران کربوکسیلیک (HFCA) را تشکیل می دهد، و سپس گروه الکل باقی مانده را به FFCA و در نهایت به FDCA اکسید می کند.
صرف نظر از اینکه کدام مسیر میانی غالب است، مقصد یکسان است: یک اسید دی کربوکسیلیک با دو گروه اسیدی که در موقعیت های 2 و 5 حلقه فوران قرار دارند - مولکولی که صنعت آموخته است آن را FDCA می نامد.
گزینش پذیری نسبت به یک مسیر نسبت به مسیر دیگر تا حد زیادی به سیستم کاتالیزوری در حال استفاده، محیط واکنش و اکسیدان خاص انتخاب شده بستگی دارد - متغیرهایی که محققان به دنبال بازدهی بالاتر و تبدیل های تمیزتر به تنظیم دقیق آنها ادامه می دهند.
انتخاب کاتالیست تنها مهم ترین عامل تعیین کننده بازده، انتخاب پذیری و مقرون به صرفه بودن تبدیل هیدروکسی متیل فورفورال به FDCA است. محققان و تولیدکنندگان عموماً بر سه دسته کاتالیزورهای گسترده تکیه میکنند که هر کدام دارای معاوضههای خاص خود هستند.
سیستمهای کاتالیزوری مبتنی بر کبالت، منگنز و برمید - شبیه به سیستمهایی که در صنعت برای اکسید کردن پارا زایلن به اسید ترفتالیک استفاده میشوند - برای اکسیداسیون HMF سازگار شدهاند. این سیستمها میتوانند نرخ تبدیل بالایی داشته باشند، اما اغلب به افزودنیهای برمید خورنده نیاز دارند که نگرانیهای مربوط به تجهیزات و ایمنی را در مقیاس بالا افزایش میدهد.
احتیاط
سیستمهای کاتالیست به کمک برومید برای تجهیزات پردازش استاندارد خورنده هستند و به مواد راکتور تخصصی و مقاوم نیاز دارند - عاملی که به طور معنیداری بر هزینه سرمایه تأثیر میگذارد.
کاتالیزورهای پلاتین، طلا و پالادیوم که روی پایههای کربن یا اکسید فلزی پشتیبانی میشوند، بهطور گستردهای مورد توجه قرار میگیرند، زیرا آنها اکسیداسیون را در شرایط آبی ملایمتر و با کمک پایه امکانپذیر میکنند. کاتالیزورهای مبتنی بر طلا، به ویژه، نشان داده اند بازده FDCA در شرایط بهینه بیش از 99٪ است در مطالعات آزمایشگاهی متعدد، آنها را برای افزایش مقیاس با وجود هزینه مواد بالاتر جذاب می کند.
نتیجه قابل توجه
کاتالیزورهای طلایی که روی دی اکسید تیتانیوم یا اکسید سریم پشتیبانی میشوند، بارها بازدهی FDCA نزدیک به کمی را به دست آوردهاند - در میان بالاترینهایی که برای هر مسیر اکسیداسیون HMF گزارش شده است.
اکسیداسیون آنزیمی با استفاده از آنزیم های اکسیداز مهندسی شده یا سیستم های میکروبی کل سلولی، جایگزینی با دمای پایین تر و از نظر محیطی ملایم تر ارائه می دهد. در حالی که مسیرهای بیوکاتالیستی هنوز به سمت مقیاس صنعتی در حال بلوغ هستند، آنها با جاهطلبی گستردهتر تولید FDCA از طریق فرآیندهای تجدیدپذیر و کم انرژی به جای فرآیندهای حرارتی انرژیبر، همسو هستند.
جدول زیر شرایط واکنش معمولی و بازده گزارش شده برای رویکردهای کاتالیزوری اصلی مورد استفاده برای تبدیل 5 HMF به FDCA را خلاصه می کند. این ارقام، برگرفته از مطالعات فرآیندی که به طور گسترده مورد استناد قرار گرفته اند، مبادله بین هزینه کاتالیزور، شدت واکنش و بازده محصول را نشان می دهد.
| سیستم کاتالیست | اکسیدان | محدوده دما | بازده FDCA معمولی |
|---|---|---|---|
| Co/Mn/Br (همگن) | هوا یا O2 | 80-140 درجه سانتیگراد | 60-90٪ |
| Pt/C (ناهمگن) | O2، به کمک پایه | 60-100 درجه سانتیگراد | 85-95٪ |
| Au/TiO2 یا Au/CeO2 | O2، به کمک پایه | 60-95 درجه سانتیگراد | 95-99٪ |
| آنزیمی (بر پایه اکسیداز) | O2 (خفیف) | 25-40 درجه سانتیگراد | 70-90٪ |
همانطور که جدول نشان می دهد، کاتالیزورهای فلزات نجیب به طور کلی بالاترین بازده را در ملایم ترین دماها به دست می آورند، در حالی که سیستم های برمید همگن شرایط اجباری بیشتری را می طلبند، اما به مواد کاتالیزوری کم هزینه متکی هستند. مسیرهای آنزیمی در ملایمترین شرایط کار میکنند و پتانسیل آنها برای مصرف انرژی کمتر را منعکس میکنند – اگرچه بازده هنوز در پشت قویترین سیستمهای ناهمگن قرار دارند.
FDCA به طور گسترده به عنوان یکی از امیدوارکننده ترین جایگزین های زیستی برای اسید ترفتالیک، بلوک ساختمانی مشتق شده از نفت پلی اتیلن ترفتالات (PET) در نظر گرفته می شود. هنگامی که با اتیلن گلیکول پلیمریزه می شود، FDCA پلی اتیلن فورانوات (PEF) را تشکیل می دهد - پلی استری با چندین مزیت عملکردی متمایز.
دقیقاً به همین دلیل است که هیدروکسی متیل فورفورال توجه صنعتی را به خود جلب کرده است: این ماده به عنوان یک واسطه حیاتی برای اتصال قندهای زیست توده تجدیدپذیر به یک مونومر پلاستیکی تجاری مرتبط عمل می کند. تبدیل محصولات جانبی کشاورزی یا محصولات شکر اختصاصی به هیدروکسی متیل فورفورال - و متعاقباً به FDCA - مسیری واقعی برای کاهش وابستگی به مواد اولیه پتروشیمی برای بستهبندی، منسوجات و فیلمها ارائه میدهد.
علیرغم نتایج دلگرم کننده آزمایشگاهی، موانع متعددی برای محدود کردن تبدیل HMF در مقیاس صنعتی به FDCA ادامه دارد.
تولید 5 HMF با خلوص بالا از فروکتوز یا گلوکز همچنان گران است و ناخالصی های منتقل شده از مرحله آبگیری می تواند کاتالیزورهای اکسیداسیون پایین دست را مسموم کند و باعث کاهش عملکرد و طول عمر کاتالیزور شود.
تماشا برای
ناخالصیهای ردیابی از مرحله آبگیری قند - هومینها و سایر محصولات فرعی تجزیه - از دلایل اصلی کاهش عملکرد کاتالیزور در اکسیداسیون پاییندست هستند.
کاتالیزورهای فلزات نجیب مانند طلا و پلاتین بازده بسیار خوبی دارند اما هزینه های مواد قابل توجهی را به همراه دارند. سیستمهای بازیابی و استفاده مجدد کاتالیزور کارآمد برای مقرونبهصرفه ساختن این فرآیندها از نظر اقتصادی در مقیاس معنادار ضروری هستند.
FDCA حلالیت محدودی در بسیاری از حلالهای رایج دارد، که تصفیه پایین دستی را پیچیده میکند و میتواند مراحل پردازش و هزینههای انرژی قابل توجهی را قبل از دستیابی به محصول نهایی پلیمری اضافه کند.
یک فرآیند صنعتی یا آزمایشگاهی تعمیم یافته برای تبدیل هیدروکسی متیل فورفورال به FDCA معمولاً از این دنباله پیروی می کند:
این رویکرد گام به گام نشان می دهد که چگونه اکثر مطالعات گزارش شده و عملیات در مقیاس آزمایشی، تغییر شکل را مدیریت می کنند، بازده تبدیل را در مقابل انرژی ورودی و حفظ کاتالیزور متعادل می کنند.
تحقیقات در حال انجام با هدف کاهش شکاف هزینه بین FDCA و اسید ترفتالیک معمولی است. تلاشهای کنونی شامل توسعه کاتالیزورهای ارزانتر غیر فلزات نجیب است که همچنان به گزینشپذیری بالا دست مییابند، پالایش فرآیندهای یک گلدانی که قندهای خام را مستقیماً به FDCA بدون جداسازی هیدروکسی متیل فورفورال بهعنوان یک واسطه جداگانه تبدیل میکنند و بهبود مسیرهای آنزیمی برای عملیات با انرژی پایینتر.
همانطور که این فناوری ها بالغ می شوند، انتظار می رود تبدیل هیدروکسی متیل فورفورال به FDCA به طور فزاینده ای مقرون به صرفه شود و از پذیرش گسترده پلی استرهای زیستی در صنایع بسته بندی، نساجی و فیلم حمایت کند. برای تولیدکنندگان و محققانی که این مسیر را ارزیابی میکنند، انتخاب سیستم کاتالیزور، اکسیدان و استراتژی خالصسازی، متغیر مرکزی است که هم عملکرد و هم اقتصاد فرآیند کلی را تعیین میکند.
به طور خلاصه
مسیر از هیدروکسی متیل فورفورال به FDCA داستانی از اکسیداسیون افزایشی است - الکل به آلدئید، آلدئید به اسید - که توسط کاتالیزورهایی از سیستمهای برمید صنعتی گرفته تا نانوذرات طلا با مهندسی دقیق و به طور فزایندهای آنزیمها هدایت میشود. هر مسیر هزینه را در برابر بازده، دما در مقابل گزینش پذیری مبادله می کند. با ادامه پیشرفت طراحی کاتالیزور و تصفیه مواد اولیه، این تحول زمانی آزمایشگاهی به طور پیوسته به ستون فقرات اقتصادی نسل جدیدی از مواد تجدیدپذیر و مشتق شده از گیاه تبدیل می شود.